باز هم تقویم به ورق آخر آذر رسید؛
به همان شبی که میگویند یک دقیقه از شبهای دیگر بلندتر است...
اما برای ما که عمری را در فراز و نشیب این روزگار گذراندهایم،
یلدا فقط یک دقیقه زمان اضافه نیست؛
یلدا یک قرار سالانه است
برای مرور خاطراتی که مثل دانههای انار،
بعضیهایشان شیرین و بعضیهایشان عجیب ملس و گاهی خونجگر هستند...
یادش بخیر،قدیما یلدا برایمان فقط در هندوانه و آجیل خلاصه نمیشد...
تمام شکوه این شب در دستان پینهبستهی پدر و لبخند بیدریغ مادر بود...
آن وقتها که دلهایمان خوشتر بود
و سفرهها اگر ساده،اما پهن بود...
حالا اما انگار زندگی سخت شده؛
حساب و کتاب خرید شب چله،
یک چشممان را به ویترین مغازهها میدوزد
و چشم دیگرمان را به موجودی کارتهای بانکیمان...
دغدغههای اقتصادی،انگار نای خندیدن را از خیلیهایمان گرفته است...
اما رفیق، میان همین موهای سفیدی که لابلای آینه میبینیم
و میانِ تمام دلتنگیهایی که در پستهای قبلی برایتان نوشتم،
یک حقیقت بزرگ پنهان است:یلدا یعنی هنوز هستیم...
شاید امسال سفرهها به تجمل سالهای پیش نباشد،
شاید جای خالی عزیزی که سفر کرده یا دیگر در میانمان نیست،
مثل حفرهای بزرگ در قلبمان سنگینی کند،
اما بیا امسال جور دیگری به یلدا نگاه کنیم...
بیا به جای تمرکز بر نداشتهها،
روی تنها داشتهمان تمرکز کنیم:
یعنی "فرصت بودن در کنار هم"...
یلدا یعنی حتی اگر جیبمان خالیست،
آغوشمان برای عزیزانمان گرم باشد...
یعنی در این دنیای مجازی که همه را از هم دور کرده،
چند ساعتی گوشی را کنار بگذاریم
و به صورت خستهی پدر یا چشمان مهربان مادر نگاه کنیم...
یلدا یعنی یادمان نرود که ما،
نسل صبوری هستیم که از پس هر زمستان سختی،دوباره به بهار سلام کردهایم...
امسال هم بساط سادهی خودت را پهن کن...
حتی با یک استکان چای و چند دانه کشمش...
مهم آن نوری است که باید در قلبت روشن نگه داری...
بگذار این یک دقیقه وقت اضافه،
بهانهای باشد برای بخشیدن کسی که از او دلخوری،
یا پیامی به رفیقی که مدتهاست از او بیخبری...
یلدا مبارک همهی شما که مثل من،
دلتنگیهایتان را در واژهها میریزید
و هنوز به معجزهی عشق و خانواده ایمان دارید....
یلدا مبارک

gharibe64sms.blogfa.com
