دلتنگی های شاه احساسات

زیر بارند درختان که تعلق دارند....

نويسنده :شاه احساسات
تاريخ: سه شنبه ۱۳۹۶/۰۱/۰۱ ساعت: 0:5

بهـــار نود و شش عزیزم سـلام؛

می دانم سرت شلوغ است

 و داری چمدانت را برای آغازیدن آماده می کنی...

خواستم بپرسم؛

میان باران و بوی عشق و شکوفه های رنگارنگ 

در چمدانت

برای همه ی آدم ها، 

یک دشت آرزوی برآورده شده گذاشته ایی؟؟!!!

آخه ، میدونی چیه ؟؟!!

 پارسال، تا جایی که جا داشتیم دلمان شکست؛

اشکمان ریخت؛

نگاهمان غرق انتظار شد

که پارسالمون سال بغض بود،

سال آه بود ''سال خداحافظی های سیاه'' بود...!!!

سال جدایی ها بود...

سال تلخکامی...

 حالا که تو از راه رسیدی؛

توی آغوشت برایمان عشق آوردی ؟؟!!

توی چشمهایت برایمان اشک شوق آوردی؟؟!!

توی لبهایت خبرهای دلگرم کننده آوردی؟؟!!

 بهار نود و شش عزیزم لطفا آنقدر خوب باش 

تا تمام روزهای سالت به یمن آمدنت 

غصه ها را به در کنند...

لطفا آنقدر مهربان باش که دلمان ؛

به آمدنت خوش باشد...

بهار نود و شش عزیزم خوش آمدی..

این ها همه برای شما بود...

 

و

و

و

و

 من نمی دانم چگونه بگویم خوشم نیامد از آمدنت برای خودم...!!!

 

 

 

gharibe64sms.blogfa.com

درباره من
مجموعه‌ای از زیباترین دلنوشته‌های عاشقانه، متن‌های غمگین و یادداشت‌های تنهایی
موضوعات
ابزارک هاي وبلاگ
قالب وبلاگ

 RSS 



در اين وبلاگ
در كل اينترنت